أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
96
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
هجرت رسول صلى الله عليه و آله آن هنگام كه خداوند اجازهء هجرت به مدينه را داد ، قريش تلاش كردند تا پيش از آن كه رسول صلى الله عليه و آله در جايى استقرار يابد ، و با تكيه بر آنجا از عقيدهاش دفاع كند و يا كيان جاهلى آنان را به بازى گيرد و دايرهء اباحىگرى شان را محدود سازد ، دعوتش را از ميان بردارند . اما عنايت خداوندى جز بر اين امر استوار نبود كه آن حضرت كارش را در آنچه بناست محقق شود ، به انجام برساند و مكه را از شرف نصرت و حمايت از رسول صلى الله عليه و آله محروم سازد . « 1 » اكنون كه با همه راه بستنها او توانسته بود از دستشان بگريزد ، آنان بر آشفتند و بر قتل او ، طبق برنامهاى كه از پيش تعيين كرده بودند ، اصرار ورزيدند . آنان كسانى را در هر سوى براى يافتن وى فرستادند و براى هر كسى كه او را بيابد يك صد شتر جايزه معين كردند ، اما تلاش آنان به جايى نرسيد . جنگ با قريش رسول صلى الله عليه و آله در مدينه اجازهء نبرد يافت . پسر عمويش حمزه را با لشكرى كوچك براى حمله به كاروان قريش كه از شام باز مىگشت ، اعزام كرد . نيروى ديگرى را هم بار ديگر به همين هدف فرستاد . در سال دوم هجرت ، « 2 » عبداللَّه بن جَحْش را در سريهء سومى فرستاد كه كاروان را تصرّف كرد و آنچه را داشت به عنوان غنيمت برگرفت . سپس آن حضرت ، همراه سيصد نفر براى حمله به كاروانى ديگر از مدينه خارج شد . قريش كه از اين حمله آگاهى يافت با هزار سرباز برابرش آمد . دو گروه سر چاههاى بدر ، جايى در
--> ( 1 ) . اوس و خزرج دو قبيله مخالف يكديگر در يثرب بودند و يهوديان كه اهل كتاب بودند ، در مجاورت آنان مىزيستند . اين دو قبيله كه از طريق يهوديان با وصف پيامبر صلى الله عليه و آله از كتابهاى آسمانىشان آگاه شده بودند ، بر آن شدند تا با دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله اختلاف ميان خود را از ميان بردارند . ( 2 ) . تا پايان اين كتاب از تاريخ هجرى قمرى استفاده خواهد شد .